جیرهنویسی خوراک باید همواره محتوای مواد مغذی اقلام خوراکی و نیازهای تغذیهای حیوانات را بر اساس نرخ رشد هدف یا تولید تخممرغ در نظر بگیرد تا حداکثر سوددهی حاصل شود، که این بستگی به تقاضای بازار و شرایط اقتصادی دارد. با این حال، ترکیب مواد مغذی اقلام خوراکی متغیر است و متخصصان تغذیه یا کارخانههای خوراک همیشه بهطور فوری به اطلاعات محتوای مواد مغذی دسترسی ندارند تا بتوانند جیره را به موقع تنظیم کنند.
آنالیز سنتی محتوای مواد مغذی با استفاده از روشهای شیمیایی مرطوب میتواند چند ساعت یا چند روز زمان ببرد. اغلب، روشهای شیمیایی مرطوب سبب ایجاد تغییرپذیری اضافی بین آزمایشگاهها و حتی درون همان آزمایشگاه میشوند، که این تغییرات مستقیماً با ماده مورد بررسی مرتبط نیست.
•آمینوگرامها برای تعیین پروفایل اسیدهای آمینه نیازمند سرمایهگذاری مالی قابل توجه هستند و در صورتی که اطلاعات بهسرعت مورد استفاده قرار نگیرند، ممکن است صرفه اقتصادی نداشته باشد.
•تعیین محتوای انرژی مواد خوراکی از طریق آزمایشهای درونتنی میتواند چندین هفته طول بکشد.
•معادلات پیشبینی خطی که برای برآورد ارزش انرژی خوراکها بر اساس نتایج تحلیل تقریبی استفاده میشوند، اغلب دقت کافی ندارند.
بسیاری از متخصصان تغذیه و کارخانههای خوراک، ترجیح میدهند از مقادیر جدول یا کتاب استفاده کنند که میانگینهای رایج هر ماده خوراکی را نشان میدهند. این مقادیر بهطور دورهای با انتشار اطلاعات جدید بازبینی میشوند. با این حال، سطح تفکیک این دادهها به اندازهای نیست که بتوان تغییرپذیری کیفیت مواد خوراکی ورودی به کارخانهها را در نظر گرفت. در نتیجه، جیرهنویسی خوراک به شکل سختگیرانه و انعطافناپذیر درآمده و قادر نیست بهطور مؤثر به تغییرات کیفیت مواد خوراکی، فرآوری، زمان نگهداری یا اثرات افزودنیهای خوراکی و سایر عوامل پاسخ دهد.
•این رویکرد زمانی که هدف، اطمینان از بهینه بودن محتوای مواد مغذی و انرژی خوراک باشد، به عنوان روشی پرخطر شناخته میشود.
•ثابت شده است که نوسان در میزان مواد مغذی خوراک میتواند برای واحدهای پرورش طیور هزینهبر باشد.
•این نوسان یکی از عوامل اصلی تفاوت در عملکرد پرندهها و حتی بروز مشکلات سلامت در آنها است.
اطلاعات تغذیهای، نوسان مواد مغذی و فرمولاسیون پویا
ابزارهایی مانند روشهای تجزیه و تحلیل سریع، از جمله طیفسنجی فروسرخ نزدیک (NIRS)، مسئلهی دسترسی به اطلاعات دقیق دربارهی مواد اولیه را برطرف میکنند. این روشها اندازهگیریهای نسبتاً دقیقی از میزان اسیدهای آمینه و انرژی، ضرایب قابلیتهضم، فیبر و مواد ضدتغذیهای ارائه میدهند و در کنار آن، چندین شاخص کیفی دیگر را نیز ارزیابی میکنند که در مجموع موجب بهبود پیشبینیهای مربوط به مواد مغذی، انرژی و قابلیتهضم خوراک میشوند. تمامی این پارامترها را میتوان با هزینهی کمتر و حداقل آمادهسازی نمونه، بهسرعت از طریق نمونههای خوراک تعیین کرد. انجام تجزیه و تحلیلهای مکرر، به تعیین میزان واقعی نوسانات و درک بهتر روشهای مدیریت آن کمک میکند.
با استفاده از این ابزارها، میتوان فرمولنویسی پویا در خوراک را برای بهبود تغذیه دقیق به کار گرفت. فرمولنویسی پویا در حال حاضر در برخی از کارخانههای خوراک و شرکتهای مرغداری در سراسر جهان مورد استفاده قرار میگیرد. تجربههای مثبتی در این زمینه وجود دارد، اما هنوز موارد زیادی برای یادگیری و بهبود باقی مانده است. هدف از این مقاله، بررسی برخی از نیازها و چالشهای اجرای فرمولنویسی پویا در خوراک و ارتقای تغذیه دقیق در صنعت طیور است.
روش فرمولنویسی خوراک
روش سنتی «فرمولنویسی خوراک با کمترین هزینه» یک روش ریاضی خطی است که بهراحتی یا با دقت کافی، امکان در نظر گرفتن تغییرپذیری مواد مغذی در ترکیبات خوراک یا تغییرات در اهداف تغذیهای برای دستیابی به عملکرد یا سودآوری مطلوب را فراهم نمیکند. با این حال، گزینههای دیگری نیز برای فرمولنویسی خوراک وجود دارد. برای مثال، فرمولنویسی غیرخطی خوراک میتواند جایگزین بهتری باشد، بهویژه زمانی که با مدلهای ریاضی رشد و عملکرد حیوانات ترکیب شود. متأسفانه، این روشها هنوز بهطور گسترده در دسترس نیستند، زیرا دارای مدلهای استاندارد نیستند و همواره نیازمند راهحلهای اختصاصی می¬باشند.
اجرای فرمولنویسی پویا و تغذیه دقیق
بهبود دقت در تغذیه طیور تنها به دادههای مواد مغذی بستگی ندارد، بلکه نیازمند تکنیکهای پیشرفته فرمولنویسی خوراک نیز هست. زیرساختهای کارخانههای خوراک، مدیریت منابع و وجود نیروی انسانی آموزشدیده هم در کارخانه و هم در مزارع میتوانند موانعی برای اجرای فرمولنویسی پویا و تغذیه دقیق ایجاد کنند. فرمولنویسی پویا در خوراک ممکن است به معنای افزایش تعداد جیره¬های غذایی و تنوع فرمولها برای مخلوطسازی باشد و این موضوع پیچیدگی بیش¬تری در کارخانههای خوراک و مزارع ایجاد میکند.
محدودیتهای پذیرش تغذیه دقیق و فرمولنویسی پویا در خوراک شامل موارد زیر است:
1- حساسیت، دقت و صحت ترازوها در کارخانههای خوراک خودکار
ترازوهای بزرگ، کوچک، میکرو و مایعات باید بهگونهای بهبود یابند که تغییرات جزئی در فرمولها را بتوانند در نظر بگیرند.
موادی مانند سنگ آهک که اغلب کمتر از ۱% جیره را تشکیل میدهند، در کارخانههای خوراک بیش از حد در نظر گرفته میشوند. بهعنوان مثال، جیرههایی که برای داشتن 0.78% تا 0.80% کلسیم تنظیم شدهاند، در ۷۰ تا ۷۵% مواقع، میزان کلسیم ۲۵ تا ۳۰% بالاتر از سطح هدف محاسبه و در نظر گرفته میشود. افزایش کلسیم میتواند تأثیرات منفی بر مصرف خوراک، رطوبت مدفوع، کارایی فیتاز و سایر آنزیمها و استفاده از فسفر داشته باشد.
2- قابلیت نگهداری مواد
تعداد مناسب میکروبین ها و سیلوهای خوراک برای تفکیک مواد خوراکی بیشتر بر اساس کیفیت آنها باید پیش از اجرای برنامه تغذیه دقیق تعیین شود. علاوه بر این، انبارداری و کنترل موجودی مواد اولیه خوراک باید بهبود یابد.
3- انواع سیستم های آسیاب
در کارخانههای خوراک، از سیستمهای بچ و پیوسته استفاده میشود و گاهی برای بهینهسازی تولید، ترکیبی از هر دو به کار گرفته میشود. اختلاط دستهای (Batch Mixing) کنترل دقیق بر نسبت مواد اولیه و کیفیت مخلوط را فراهم میکند. اختلاط مداوم (Continuous Mixing) تولیدی ثابت و پیوسته ارائه میدهد. انتخاب بهترین روش بستگی به عواملی مانند حجم تولید، نوسان کیفیت مواد اولیه و سطح اتوماسیون مورد نظر دارد. فرمولنویسی پویا و تغییرات در جیرهها میتواند چالشهایی برای سیستمهای نرمافزاری دستهبندی، تحویل خوراک و کنترل موجودی مواد اولیه خوراک ایجاد کند. نرمافزارهای موجود در کارخانههای خوراک، تولید شده توسط Beta-Raven،Repete و Comco، ممکن است در کنترل تغییرپذیری فرمولهای خوراک با مشکلاتی مواجه شوند. سختافزار، نیازهای برق و امنیت نرمافزاری باید برای تولید دستههای خوراک با تغییرپذیری بیشتر متناسبسازی شوند.
4- آموزش نیروی انسانی کارخانه خوراک
با پیچیدهتر شدن فرآیند تولید خوراک، نیروی انسانی نیاز به آموزشهای پیشرفته برای مدیریت دستههای مختلف خوراک دارد. آنها باید بدانند چگونه نرمافزار و سختافزار را تنظیم کنند و انبارداری را بهطور مؤثر مدیریت نمایند.
5- ثبات در اندازه ذرات، میزان رطوبت و کیفیت پلتها
مشخص است که آسیابکردن خوراک بر استفاده از انرژی و مواد مغذی تمام مواد خوراکی و توانایی پرندهها در مقابله با مواد ضدتغذیهای مانند مهارکنندههای تریپسین تأثیر میگذارد. مطالعات نشان میدهد که مرغهای گوشتی هنگام تغذیه با جیرههایی که شامل کنجاله سویا استخراجشده با حلال و ذرات درشت (۱٬۳۰۰ میکرومتر Dgw) و دارای مقادیر بالای مهارکننده تریپسین است، نسبت به همان کنجاله سویا با آسیاب ریز (۵۳۰ میکرومتر Dgw)، رشد بهتری دارند.
اندازه ذرات دانهها میتواند بسیار متغیر باشد. این اندازه نهتنها تحت تأثیر تنظیمات آسیاب قرار دارد، بلکه توسط رطوبت در زمان برداشت، دمای خشککردن و مدت زمان ذخیرهسازی نیز تعیین میشود. تمام این عوامل، بهویژه میزان رطوبت در میکسر، میتوانند بر دوام پلتها که برای عملکرد مرغهای گوشتی نیز حیاتی است تأثیر بگذارند. بنابراین، اندازهگیری و کنترل اندازه ذرات غلات و رطوبت در طول تولید خوراک یک پارامتر مهم است، اما تعیین آن زمانبر است. اخیراً، چندین گروه تحقیقاتی در تلاش بودهاند تا این فرآیندها را با استفاده از NIRS-online به صورت خودکار درآورند.
6- اجرا در سطح کارخانه
کارخانه ها باید دارای سیلوها و مخازن کافی برای مدیریت جیرههای متنوع متناسب با فرمولنویسی پویا و تغذیه دقیق باشند. کارکنان باید مورد آموزش¬های لازم قرار گیرند تا چگونگی تغذیه این جیرههای متنوع و ارائه مقادیر صحیح بر اساس سن یا مرحله تولید را درک کنند. همچنین، مصرف خوراک باید با دقت بیشتری اندازهگیری شود. روشهای نوینی مانند حسگرهای تصویری یا اولتراسوند برای پایش سیلوها اکنون در دسترس هستند که امکان پیشبینی دقیق مصرف روزانه خوراک را فراهم میکنند.
چندین جنبه، از جمله روشهای تحلیل، مدیریت اطلاعات، زیرساختهای کارخانه خوراک، کنترل و تضمین کیفیت، تجهیزات و نیروی انسانی، میتوانند برای ارتقای تغذیه دقیق بهبود یابند. این موارد چالشهای حیاتی برای اجرای فرمولنویسی پویا و تغذیه دقیق به شمار میروند. با این حال، مزایای مالی حاصل از دستیابی به تغذیه دقیق قابل توجه هستند و تلاش برای پیدا کردن راهحلها را توجیه میکنند.
منبع
ترجمه مقاله
Avinews International September 2025. Implementing Dynamic Feed Formulation and Precision Nutrition in Poultry Production.pp 70-73.
1- کیوان جلوه (دانش آموخته دکتری تخصصی تغذیه طیور و مدیر واحد تحقیق و توسعه شرکت سپیدماکیان)
2- متین نداف فهمیده (دانش آموخته دکتری تخصصی تغذیه دام و کارشناس واحد تحقیق و توسعه شرکت سپیدماکیان)
مترجم مسئول : متین نداف فهمیده



