ITPnews





عضویت سریع



عنملکرد انجمن جوجه یکروزه را در رابطه با تثبیت قیمت جوجه چگونه می دانید؟ ( منظور فقط کاهش یا افزایش قیمت نیست )

بوش و رامسفلد از وقوع آنفلوآنزاهای مرغی و خوكی اطلاع داشتند

گروه خبری: مرغداری

یك نشریه آمریكایی در مقاله‌ای اعلام كرد كه رئیس جمهور و وزیر دفاع سابق آمریكا از وقوع آنفلوآنزاهای مرغی و خوكی اطلاع داشته و به همین دلیل سكوت كردند و بر همین اساس سود سرشاری از فروش داروهای آن نصیب این افراد شد.
به گزارش فارس، نشریه آمریكایی "اویل جئوپالتیكس " در تاریخ پنجم نوامبر 2005 همزمان با آغاز بحث‌های مربوط به شیوع بیماری آنفلوآنزای مرغی در مقاله‌ای نوشت: در اوّل نوامبر 2005 جرج بوش رئیس جمهوری پیشین آمریكا به مؤسسه ملی بهداشت در مریلند رفت تا در یك كنفرانس خبری بسیار مهم شركت كند. در این كنفرانس قرار بود وی برنامه 381 صفحه‌ای پنتاگون موسوم به "برنامه استراتژیك آنفولانزای واگیردار " را معرفی نماید.
این كنفرانس خبری یك واقعه معمولی نبود بلكه قرار بود در آن موضوعاتی بسیار مهم اعلام شود. تقریبا نصف كابینه بوش در این كنفرانس وی را همراهی كرده بودند، كاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه، وزیر امنیت داخلی، وزیر كشاورزی، وزیر بهداشت و امور انسانی و وزیر حمل و نقل وقت در این كنفرانس حضور داشتند. برای اینكه اهمیت این نشست خبری بیش از بیش نمایان شود رئیس سازمان بهداشت جهانی نیز از ژنو به آنجا دعوت شده بود.
بوش سخنان خود را با یادآوری داستان ترسناك سال 1918 آغاز كرد:
"هم اكنون هیچگونه آنفلوآنزای واگیرداری در آمریكا و یا جهان وجود ندارد. اما اگر قرار است از تاریخ عبرت بگیریم، دلایل كافی برای نگرانی وجود خواهد داشت. در قرن گذشته كشور ما و تمام جهان دچار سه نوع ویروس واگیردار آنفولانزا شد - در همه این موارد ویروس‌های پرندگان مشاهده می‌شد. اپیدمی اولی كه در سال 1918 رخ داد نیم میلیون نفر را در آمریكا و بیش از 20 میلیون نفر را در دیگر نقاط جهان به كام مرگ فرستاد... "
وی مستقیما به خطر قریب الوقوعی كه پیش روی مردم آمریكا بود، اشاره می‌كرد:
"دانشمندان و پزشكان نمی‌توانند به ما بگویند كه آنفلوآنزای واگیردار بعدی در كجا و كی شیوع خواهد یافت، و یا اینكه شدت آن در چه حدی خواهد بود. اما همه متفق القول هستند كه: روزی ما با بیماری واگیردار دیگری مواجه خواهیم شد. جامعه دانشمندان دچار نگرانی فزاینده ای در مورد نوعی ویروس جدید آنفولانزا هستند. نام این ویروس H5N1 و یا آنفولانزای مرغی است... "
بوش سخنانه خود را این گونه ادامه داد: "هم اینك مدركی نداریم كه نشان دهد بیماری واگیردار قریب الوقوع است. بسیاری از مردم آسیا بعلت تماس با پرندگان دچار این بیماری شده بودند. این بیماری از آسیا به اروپا نیز سرایت كرد اما تا كنون هیچ گونه گزارشی در مورد ابتلای پرندگان، حیوانات و یا انسان ها به این ویروس در آمریكا مشاهده نشده است. آنفولانزای مرغی هم اكنون بیشتر نوعی بیماری حیوانی است. مردم در صورتی به این بیماری مبتلا می‌شوند كه به طور مستقیم با پرندگان حامل ویروس تماس برقرار كنند. "
اگرچه بوش تصدیق كرد كه خطری فوری مردم آمریكا را تهدید نمی كند اما از كنگره خواست كه بودجه ای 1/7 میلیارد دلاری برای مبارزه با این بیماری غیرمسری و نامحتمل كه شاید در آینده نامعلومی رخ دهد تصویب كند. این سخنرانی در جهت اجرای برنامه جدید دولت با نام "جنگ‌های پیشگیرانه " و این بار در برابر آنفولانزای مرغی، انجام می‌گرفت. در اینجا نیز به مانند دیگر موارد "جنگ پیشگیرانه " برنامه‌های متعددی تدوین شده بودند.
بوش در برنامه‌های اضطراری خود از كنگره خواسته بود كه یك میلیارد دلار دیگر را برای تولید تامی فلو اختصاص دهد.
تضاد یا منفعت و یا معامله داخلی؟
داستان تامی‌فلو فقط قسمت بسیار كوچكی از ماجرا است. همانگونه كه در مقاله قبلی اشاره شد جالب‌ترین قسمت قضیه شركتی است به نام "گیلعاد ساینس " كه داروی تامی‌فلو را تولید می كند. دونالد رامسفلد، ویزیر دفاع پیشین آمریكا از سال 1997 تا 2001 كه به سمت وزارت دفاع منصوب شد، ریاست این شركت را بر عهده داشت. رامسفلد از سال 1998 و به مدت 13 سال عضو هیأت مدیره این شركت بوده است.
گزارشات غیر رسمی حاكی از آن است كه رامسفلد اخیرا 18 میلیون دلار دیگر از سهم این شركت را خریداری كرده. این امر وی را تبدیل به یكی از بزرگترین سهامداران این شركت می‌كند. این گزارش چه واقعیت داشته باشد و چه نه، نشریه "فیوچر " در 14 نوامبر گزارش داد كه "رامسفلد در بحبوحه وحشت ناشی از آنفولانزای مرغی از فروش سهام خود در این شركت خودداری كرد تا متهم به «معامله داخلی» نشود. " اگر این درست باشد بدین معنا خواهد بود كه آقای رامسفلد بعد از افزایش جهانی تقاضا برای تامی‌فلو سود سرشار و بادآورده‌ای را كسب كرده است. امروز تامی‌فلو پر طرفدارترین داروی بازار است. در 6 اكتبر پنتاگون اعلام كرد كه برای اعضای ارتش قرص تامی‌فلو تهیه و انبار كرده است.
زمانی كه رامسفلد مدیریت شركت "گیلعاد ساینس " را رها كرد و به وزارت دفاع وارد شد، ارزش سهام این شركت بالغ بر 7 دلار به ازای هر سهم بود. هم اكنون ارزش سهام گیلعاد به 50 دلار به ازای هر سهم رسیده است. ارزش سهام این شركت در آینده چگونه خواهد بود؟ یقینا بعد از اینكه بوش "جنگ پیشگیرانه علیه آنفولانزا " را به عنوان استراتژی دولت آمریكا اعلام كرد، ارزش سهام این شركت نیز رشدی نجومی را تجربه خواهد كرد.
گیلعاد كه حق تولید دارو را به شركت "هافمن لاروش " سوئیس اعطاء كرده است 10 درصد از فروش دارو را دریافت می‌كند. این شركت هم اكنون دعوایی حقوقی به راه انداخته است تا دوباره تمام بازار این دارو را در اختیار خود بگیرد.
افزایش سهام از 7 دلار به 50 دلار بیانگر این است كه آقای رامسفلد از چهار و نیم سال پیش كه به واشنگتن رفته تا كنون 720 درصد سود كرده است. از زمانی كه در مارس امسال، ترس مزمن عمدی از آنفولانزای مرغی آغاز گشت سهام شركت گیلعاد به 56 درصد رشد داشته است.
در چنین شرایطی از یك دولتمرد صادق انتظار می‌رود كه به منظور اجتناب از تضاد منافع، سهام خود را واگذار كند. اما رشد چشمگیر سهام این شركت باعث شد كه رامسفلد به جای واگذاری سهام به فكر خرید 18 میلیون دیگر از سهام این شركت بیفتد.
البته جالب است كه رامسفلد تا 26 اكتبر 2005 صبر كرد و بعد بیانیه‌ای منتشر كرد مبنی بر اینكه از این به بعد در تصمیمات پنتاگون كه به "گیلعاد ساینس " نیز مرتبط است دخالتی نخواهد كرد. البته در آن زمان دیگر اسب "گیلعاد ساینس " از آغل بیرون زده بود و بعلت تصمیم پنتاگون و دولت برای انبار میلیون‌ها عدد قرص تامی‌فلو، چهار نعل به جلو می‌تاخت.
در ماه مارس تونی بلر نخست وزیر سابق انگلیس و دوست وفادار واشنگتن، دستور داد كه برای پوشش 25 درصد از جمعیت 56 میلیونی انگلیس قرص تامی‌فلو تهیه شود. به نظر می‌رسد كه تونی بلر آماده است كه به دوستان خود در واشنگتن در هر زمان ممكن كمك نماید از جنگ عراق گرفته تا خرید تامی‌فلو. در واشنگتن این مسأله را "رابطه ویژه انگلو آمریكایی " می‌نامند.
رامسفلد، مردی كه از اطلاعات غلط برای توجیه جنگ عراق حمایت كرد، فردی كه بر قراردادهای میلیاردی پنتاگون با شركت‌های "بچتل " و "هالیبرتون " نظارت داشت، هم اكنون بعلت دامن زدن دولت متبوعش به وحشت آنفولانزایی سودهای نجومی كسب كرده است.
سودمند خواهد بود اگر بدانیم كه آیا اداره برنامه‌های ویژه پنتاگون به ریاست "داگلاس فیث "، استراتژی جنگ افزار بیولوژیكی را تدوین نمود یا نه؟ از قرار معلوم این استراتژی باعث بوجود آمدن آنفولانزای مرغی و ترس ناشی از آن شده است. كمیته‌ای از كنگره مسئول شده است تا احتمال بروز تضاد منافع را در پرونده رامسفلد بررسی نماید. البته باید یادآور شوم كه كنگره توسط حزب رامسفلد اداره می شود.
گیلعاد ساینس یك شركت بیوتكنولوژیكی كوچك نیست. این شركت هم اكنون به لطف تبلیغات دوستان واشنگتنی و دیگر مراكز قدرت سرمایه‌ای بالغ بر 22 میلیارد دلار را جمع آوری كرده است. هم اكنون جرج شالتز، مدیر شركت بچل و وزیر خارجه سابق، یكی از اعضای هیأت مدیره شركت "گیلعاد ساینس " است. به گزارش نشریه "فیوچر " شالتز با فروش داخلی قسمتی از سهام خود در شركت سودی بالغ بر 7 میلیون دلار كسب كرد.
بچل و هالیبرتن شركت هایی هستند كه بیشترین سهم را از قرارداد های بازسازی عراق كه توسط پنتاگون منعقد می شود را كسب كرده اند. البته كه آشنایی شالتز و رامسفلد با یكدیگر و در روزهایی كه هر دو جزو هیأت مدیره "گیلعاد ساینس " بودند، آسیبی به تجارت شركت بچل وارد نكرد. از دیگر اعضای هیأت مدیره می توان به گوردن مور از شركت "اینتل " و ویسكونت اتینه داویگنون از اشراف زاده های بلژیك اشاره كرد. رد پای داویگنون را می توان در هر مسأله بزرگ و فراآتلانتیكی ، از نشست های انجمن بیلدربرگ گرفته تا كمیسیون های سه جانبه، مشاهده نمود. این دفعه هم وی از وحشت ناشی از آنفولانزای مرغی سود می برد.
قضیه گیلعاد می تواند مدلی برای بررسی شركت هالیبرتون نیز باشد، زیرا مدیر عامل سابق این شركت نیز از اعضای دولت است، یعنی دیك چنی، معاون رئیس جمهور. شركت چنی از قِبل قرار دادهای بازسازی عراق و دیگر جاها توانسته میلیاردها دلار سود كسب كند. آیا واقعا تصادفی است كه نزدیكترین دوست سیاسی چنی وزیر دفاع شده و از آنفولانزای مرغی سود می‌برد؟
ویزیتاید، آبله كوچك، شكار بزرگ
وزیر دفاع بسیار خوب توانسته دولت را متقاعد كند كه از شركت هایی دارو بخرد كه وی نفع مادی مستقیم در آنها دارد. وحشتی را كه بعد از حملات 11 سپتامبر فراگیر شد به یاد آورید. یكی از سناریوهای احتمالی ترور كه در دولت بسیار در مود آن بحث شد حمله از طریق ویروس كشنده آبله بود كه می توانست مردم آمریكا را نابود كند.
در نوامبر 2001 دولت برنامه بیست ساله ای را اعلام نمود. بوش با توجه به توصیه های پنتاگون و دیگر اعضای دولت دستور داد كه انبار میكرب های آبله در "مركز كنترل بیماری آتلانتا "، علی رغم درخواست های جهانی، به كار خود تا زمانی كه واكسن های جدید ابداع شود، ادامه دهد. تنها امریكا و روسیه دارای انبار میكروب آبله هستند در حالیكه این بیماری از مدت ها پیش ریشه كن شده است.
در آن زمان دولت اعلام كرد كه در حال ابداع واكسنی جدید برای آبله است و آن را در اختیار تمام مردم قرار خواهد داد. رسانه های عمده، از جودیث میلر در نیویورك تایمز گرفته تا روزنامه های پرخواننده، همگی دست به انتشار داستان‌هایی وحشتناك زدند. برای مثال داستان شركت رسانه‌ای "نایت ریدر " (Knight-Ridder) چنین آغاز می شود: "زمانی كه مقامات ضد تروریستی یادداشت‌هایی را كه شب را برای بررسی آنها بیدار مانده‌اند، ورق می زنند، چیزی كه بیش از همه آنها را می ترساند بمب اتمی و یا گازهای سمی نیست، بلكه ترس اصلی از بیماری‌ای است كه 20 سال پیش از صحنه روزگار محو شده بود. نگرانی آنها از آبله است، ویروسی كشنده و بسیار مسری كه اگر جلویش گرفته نشود می تواند به سرعت در همه جا پخش شود... "
در آن زمان ها نیز همان ترس و وحشتی از آبله وجود داشت كه اینك در مورد آنفولانزای مرغی شاهد آنیم. در آن زمان رامسفلد به نیروهای نظامی دستور داد كه خود را در مقابل آبله واكسینه كنند، پیشگیری‌ای كه عوارض جانبی بسیاری داشت. علاوه بر این رامسفلد به پنتاگون دستور داد كه دارویی به نام "ویزیتاید " را خریداری و انبار نماید. این دارو به منظور كاهش عوارض ابتلا به آبله بكار می رود.
دولت بوش تمام تلاش خود را بكار گرفت تا افكار عمومی و بالاخص متخصصین بهداشتی و پزشكی را متقاعد سازد كه خود را در برابر آبله واكسینه كنند. در سال 2002 "مركز كنترل بیماری‌ها " و چندین نفر از مقامات بلندپایه دولت سعی داشتند كه با اقدامات پیشگیرانه بخش وسیعی از مردم را در مقابل حملات تروریستی با ویروس آبله واكسینه نمایند. دولت شروع به انبار كردن میلیون‌ها عدد واكسن آبله و قرص "ویزیتاید " كرد.
بعد از هر بیانیه رسمی درباره آبله ترس مردم نیز افزایش می‌یافت. اما واقعیت این است كه برخلاف آنچه می‌گویند آبله یك بیماری شدیدا مسری نیست. دكتر كریتسكی، رئیس بخش "برنامه ایمن سازی ملی و برنامه ریزی برای واكنش سریع به آبله " در "مركز كنترل بیماری ها " می گوید: "آبله فرآیند انتقالی آهسته ای دارد و یك بیماری شدیدا مسری تلقی نمی شود. "
وی اضافه كرد كه حتی اگر شخص در معرض حمله بیوتروریستی آبله قرار گیرد بدین معنا نخواهد بود كه حتما مبتلا به این بیماری می شود. علائم و نشانه های بیماری به زودی ظاهر نخواهند شد و زمان كافی برای برنامه ریزی و درمان وجود خواهد داشت.
متخصصین بهداشتی آمریكا هر روز در مورد عوارض جانبی خود واكسن آبله هشدار می دادند. این عوارض عبارتند از: "بیماریهای وخیم مغزی و قلبی، توهم در خود ماندگی، ناهنجاری های كروموزومی، دیابت، انواع سرطان ها و بیماری های خونی و آسیب به بافت های عصبی چندین سال بعد از واكسینه شدن. " بسیاری معتقد بودنند كه بهتر است ریسك حمله بیوتروریستی را بپذیرند اما از خطرات درمان با واكسن در امان باشند.
برنامه دولت برای واكسیناسیون عمومی یك شكست مفتحضانه بود. اما هنوز هم كه هنوز است میلیون ها عدد قرص "ویزیتاید " تولید و به دولت فروخته می شوند تا در صورت بروز یكچنین حمله احتمالی مورد استفاده قرار بگیرند و از عوارض ابتلا به آبله بكاهند.
ترس از حملات تروریستی آبله ای در فوریه 2003 به اوج خود رسید. در آن زمان داستان هایی شایع شد مبنی بر اینكه صدام دیكتاتور معدوم عراق ویروس‌های دزدیده شده از انبار روس‌ها را بدست آورده است و می خواهد كه از آنها در حمله به مردم آمریكا استفاده نماید. بوش در سخنرانی خود در ژانویه 2003 پیشنهاد داد تا با ایجاد پروژه سپر بیولوژیكی واكسن ها و داروهایی برای مقابله با ویروس آبله و سیاه زخم تولید شوند. در 21 ژانویه 2004 بوش قانون ایجاد "پروژه سپر بیولوژیكی " را امضا كرد تا از طریق آن "ابزاری جدید به منظور بهبود تمهیدات پزشكی پدید آورده شود تا از مردم آمریكا در برابر هر نوع حمله شیمیایی، بیولوژیكی، رادیولوژیكی و هسته ای محافظت شود. " در سال مالی 2004 مبلغ 5.6 میلیارد دلار به وزارت امنیت داخلی اختصاص یافت تا از آن برای خرید داروهای مقابله با آبله و سیاه زخم طی ده سال آینده استفاده نماید.
رامسفلد خوب می دانست كه برای سربازانش چه تجویز می كند. "ویزیتاید " نیز یكی از تولیدات شركت سابق رامسفلد "گیلعاد ساینس " بود. رامسفلد كسی بود كه دستور تجویز "ویزیتاید " را برای سربازان آمریكایی امضا كرد. این تصمیم از روی خیر خواهی و یا برای حفظ سلامت سربازان آمریكا اتخاذ نشد. رامسفلد از زمان ابداع "ویزیتاید " در اواخر دهه 1990 - بعنوان دارویی برای مقابله با ایدز - در مورد عوارض جانبی آن اطلاعات دقیقی داشت. همان گونه كه رامسفلد می داند "ویزیتاید " عوارض جانبی بسیار شدیدی دارد. به گفته دكتر كریستوفر جی. هوگان استاد بخش پزشكی اضطراری در دانشكده پزشكی ویرجینیا، عوارض "ویزیتاید " عبارتند از: مسمویت كلیوی، اختلال حواس، تب، كم خونی، سردر، ریزش مو، آماس عنبیه و دردهای وریدی.
علی رغم اینكه برخی افراد بعد از شیوع وحشت از آبله، سودهای میلیونی بدست آورده اند باید به خاطر داشته باشیم كه پایان این داستان به حرص و طمع شخصی و یا شركتی ختم نمی شود. قسمت هشدار دهنده داستان تامی فلو، ویزتاید و رژیم های قانونی جدید برای "صنعت واكسن سازی " در استراتژی های دولتی و برنامه های بلند مدت آن نهفته است. سه سال قبل و در بحبوحه وحشت آبله ای، دولت نماینده های جمهوریخواه كنگره را مجبور كرد كه پاراگرافی را به قانون وزارت امنیت داخلی اضافه نمایند. بر اساس این پاراگراف شركت های سازنده واكسن آبله از مصونیت برخوردار می شدند.
هم اكنون دولت بوش سعی دارد كه با استفاده از جو رعب و وحشتی كه بعلت آنفولانزای مرغی سراسر آمریكا را فرا گرفته حوزه مصونیت شركت های داروسازی را افزایش دهد.
بوش در نطق ماه نوامبر خود در مورد آنفولانزای واگیردار پیشنهاد كرد كه داروسازان هیچگاه بعلت عوارض محصولاتشان تحت پیگرد قرار نگیرند. وی دقیقا از واژه "مصونیت برای سازندگان واكسن های ناجی زندگی " استفاده كرد. این بدین معناست كه داروسازان بدون واهمه از عواقب قضایی، هرچه را كه می خواهند از ویزیتاید گرفته تا تامی فلو و تالیدومید تولید كرده و به مردم قالب كنند.
بیش از یك قرن است كه تلاش می‌شود تا برخی محدودیت های حداقلی بر تولید دارو و فروش آن اعمال شود. اما حالا دولت می خواهد كه دست آوردهای یك قرن تلاش را نادیده بگیرد. با خود بیندیشید كه اگر این اتفاق رخ دهد چه خواهد شد؟
در دهه 1960 دكتر هاینریش موكتر، در آلمان غربی یك شركت داروسازی ایجاد كرد و دارویی را با عنوان قرص خواب بدون عوارض تولید كرد و روانه بازار ساخت. محصول او با نام "كانترگان " چنان بی خطر و سالم معرفی شده بود كه به فروش بیش از اندازه ای دست یافت و روزانه بیش از یك میلیون آلمانی برای خوابیدن از آن استفاده می كردند. وی بالاخص داروی خود را مناسب "مادران حامله ای " می دانست كه مشكل خواب دارند. نتیجه این كار تولد هزاران كودك ناقص الخلقه بود. داروی تولیدی وی حاوی تالودومید بود. در آن زمان ها دولت آلمان تصمیم گیری در مورد قانون گذاری در باره این داروها را به خود صنایع و یا مقامات محلی واگذار كرده بود.
و یا مورد داروی ضد آرتروز ویو ایكس ایكس (VIOXX) را در نظر بگیرید. این دارو توسط بیش از دو میلیون نفر در سراسر جهان مورد استفاده قرار می گرفت. تا اینكه تحقیقات انجام گرفته نشان داد كه استفاده از این دارو خطر حملات قلبی را تا 4 برابر افزایش می دهد. بعد از این افشاگری ها شركت مرك (Merck & Co) بعلت ترس از پیگرد قضایی تمام این داروها را از بازار جمع آوری كرد. شركت مرك كار خود را در اواخر دهه 1800 در آلمان آغاز كرد. این شركت محصولات حاوی مرفین، كودئین و استركنین را با عناوین دارویی به فروش می رساند. در آن زمان ها هیچ قانونی در مورد داروسازان تدوین نشده بود. شركت بایر آلمان، تولید كننده قرص های آسپرسن، در سال 1989 هروئین را با برچسب "ضد سرفه قوی " به فروش می رساند. این دارو شاید سرفه را متوقف می كرد اما یقیقا در مورد عوارض جانبی آن بر روی برچسب چیزی نوشته نشده بود. این وقایع و رسوایی های مشابه دیگر باعث شد كه دولت ها مجبور شوند در مورد داروسازی به تدوین قوانین بپردازند.
در سال 1962 و بعد از رسوایی های مربوط به تالیدومید، سناتور استس كفور پیش نویس قانونی را تدوین نمود كه بعدها با عنوان "اصلاحیه كفور-هریس در قانون داروی 1962 " به تصویب رسید. این قانون شرایط سختی را در مورد ایمنی داروها اعمال كرده و داروسازان، یا آن گونه كه بوش می گوید "صنعت سرم سازی "، را ملزم كرده كه قبل از تولید انبوه یك دارو مدارك لازم را در مورد تأثیر گذاری مناسب آن ارائه كنند. داروها باید در سازمان غذا و داروی آمریكا ثبت می شد. استانداردهایی در مورد ایمنی و خلوص داروها تدوین گشت. این قانون همچنین داروسازان را ملزم كرد كه خطرات استفاده از محصولاتشان را بیان نمایند.
بوش ادعا می كند كه با حمایت از مصونیت قضایی داروسازان، "موانع پیش روی واكسن سازی را رفع می كند. " باید از رئیس جمهور پرسید كه چه چیز باعث شده است كه حاضر شود مردم آمریكا را در معرض خطر یكچنین محیط دارویی بی قید و بندی قرار دهد؟
موضوع تنها این نیست كه یك رشته ویروس های كشنده ای در ویتنام و چین وجود دارند كه پرنده ها را مبتلا می كنند. بلكه از این واقعه استفاده سیاسی می شود تا برنامه ای كاملا متفاوت اجرا شود. برنامه ای كه زیان آن به بشریت می تواند بسیار بیشتر از ویروس H5N1 و یا هر ویروس دیگری باشد.

تاریخ درج خبر: دوشنبه 14/2/1388

 لینک به خبر

نظرات

(نظرات منتخب در ماهنامه موسسه I.T.P چاپ خواهند شد.)

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.